کوروش کبیر (سایروس) فرزند کمبوجیه، شاه پارس و فرزند ماندانا، شاهزاده ماد بود که بر اثر خرافاتی بودن پدربزرگ، از پدر و مادر خود گرفته شد. او بعد از ماجرا هایی که در کودکی برایش اتفاق افتد دوباره به نزد خانواده خود بازگشت و جانشین پدر شد. سپس به ماد لشکر کشید و پادشاهی پدربزرگ خود را پایان داد. از این زمان به بعد او شروع به کشور گشایی کرد، اما او بر عکس هر امپراتور کشورگشایی با ملت مغلوب بدرفتاری نمی کرد و شهر های آنها را ویران نمی نمود. به مردم احترام می گذاشت و حق انتخاب را برای آنها محفوظ می داشت.
کوروش به راستی اولین پادشاه جهان و تنها پادشاه عدالت گستر بود. او نه تنها نامش را در تاریخ، بلکه در قلب ها و همین طور در کتب مقدس ثبت کرد. عده ای عقیده دارند که او همان ذوالقرنین قرآن و پادشاه بزرگ عالم به گفته خداوند است.

معنی ذالقرنین
ذوالقَرنَین واژه‌ای است عربی به معنی دارنده دو شاخ، دو سده یا صاحب دویست سال. ذوالقرنین یکی از شخصیت‌های قرآن و کتاب مقدس است. بر اساس قرآن، ذوالقرنین، سه لشکرکشی مهم داشت نخست به باختر، سپس به خاور و سرانجام منطقه ای که در آن یک تنگه کوهستانی وجود داشت، او انسان یکتاپرست و مهربانی بود و از طریق دادگری منحرف نمی شد و به همین جهت مشمول لطف خدا بود، او یار نیکوکاران و دشمن ستمگران و ظالمان بود و به مال و ثروت دنیا علاقه ای نداشت، او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز، او سازنده سدی بود که در آن به جای آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شده است و هدف او از ساختن این سد کمک به گروهی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یأجوج و مأجوج بوده است.

داستان ذوالقرنین در قرآن
و از تو درباره ذو القرنین می‌پرسند. بگو: برای شما از او چیزی می‌خوانم. [۸۳] ما او را در زمین مکانت دادیم و راه رسیدن به هر چیزی را به او نشان دادیم. [۸۴] او نیز راه را پی گرفت. [۸۵] تا به غروبگاه خورشید رسید. دید که در چشمه‌ای گِل‌آلود و سیاه غروب می‌کند و در آنجا مردمی یافت. گفتیم: ای ذو القرنین، می‌خواهی عقوبتشان کن و می‌خواهی با آنها به نیکی رفتار کن. [۸۶] گفت: اما هر کس که ستم کند ما عقوبتش خواهیم کرد. آن گاه او را نزد پروردگارش می‌برند تا او نیز به سختی عذابش کند. [۸۷] و اما هر کس که ایمان آورد و کارهای شایسته کند، اجری نیکو دارد و درباره او فرمانهای آسان خواهیم راند. [۸۸] باز هم راه را پی گرفت. [۸۹] تا به مکان برآمدن آفتاب رسید. دید بر قومی طلوع می‌کند که غیر از پرتو آن برایشان هیچ پوششی قرار نداده‌ایم. [۹۰] چنین بود و ما بر احوال او احاطه داریم. [۹۱] باز هم راه را پی گرفت. [۹۲] تا به میان دو کوه رسید. در پس آن دو کوه مردمی را دید که گویی هیچ سخنی را نمی‌فهمند. [۹۳] گفتند: ای ذو القرنین، یأجوج و مأجوج در زمین فساد می‌کنند. می‌خواهی خراجی بر خود مقرر کنیم تا تو میان ما و آنها سدی برآوری؟ [۹۴] گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانایی داده است بهتر است. مرا به نیروی خویش مدد کنید، تا میان شما و آنها سدی برآورم. [۹۵] برای من تکه‌های آهن بیاورید. چون میان آن دو کوه انباشته شد، گفت: بدمید. تا آن آهن را بگداخت. و گفت: مس گداخته بیاورید تا بر آن ریزم. [۹۶] نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ کنند. [۹۷] گفت: این رحمتی بود از جانب پروردگار من و چون وعده پروردگار من در رسد، آن را زیر و زبر کند و وعده پروردگار من راست است. [۹۸]

korosh-kabir2

گمانه زنی ها در مورد کیستی ذوالقرنین
سایت دانشجو نقل می کند: برخی از بزرگان و علما و از آن جمله ابوعلی سینا و فخر رازی، اسکندر مقدونی را ذوالقرنین نامیده اند. دلایل آنها این بوده که چون این فرد همان کسی بوده است که بعد از مرگ پدرش همه ممالک یونان را گفت و بعد سرزمین مصر و ایران را فتح نمود در مصر بنای شهر اسکندریه راغ گذاشت. او از آنجا به بیت المقدس رفت و در آنجا قربانی داد. او بیشتر ممالکش را به آبادی پرداخت و در فکر دنیایی بهتر بود و در تمام ۱۲ سال حکومتش سعی در تحقق این رویا داشت. او از شرق تا غرب حرکت کرده غروب خرشید را در دریای سرخ دیده است. پس بدون شک ذوالقرنین اسکندر است!
اما این درست نیست، چرا که اسکندر بیشترین آبادی را بر روی زمین انجام نداده و اتفاقا شهرهای زیادی را در ایران به دستور او به آتش کشیدند. دوم او یکتاپرست نبوده و به خدایان یونان باستان اعتقاد داشته و سوم او هیچ سدی را بنا نکرده است.
بعضی دیگر ذوالقرنین را شین هوانکتی می دانند. او دیوار چین را بنا کرد تا جلوی هجوم مغولان را به داخل سرزمینش بگیرد. طول این دیوار سه هزار کیلومتر است که با سنگ و چوب ساخته شده است. اما مورخین توجه نکرده اند که مشخصاتی که قرآن برای ذوالقرنین تعریف کرده با این پادشاه یکی نیست و حتی سد مذکور با دیوار تطبیق نمی کند! دوم این پادشاه تا مغرب زمین تا جایی که غروب آفتاب را دیده باشد نیز پیش نرفته است!
برخی دیگر، سد مذکور را به یکی از ملوک آشور در حوالی قرن هفتم قبل از میلاد به هجوم اقوام سیت ساخته است و این اقوام از تنگه های کوه های قفقاز و ارمنستان هجوم می آورند و چه بسا به خود آشور و پایتختش نینوا هم رسیده و در آنجا دست به قتل و غارت می زدند و پادشاه آن دیار به ناچار برای جلوگیری از آنها سدی ساخت که گویا مراد از آن سد باب الابواب باشد که تعمیر و یا ترمیم آن را کسری انوشیروان (پادشاه ساسانی) نسبت می دهند.
این گفته محققین است اما آیا این با قرآن نیز یکی است؟ در این مورد نیز باید گفت خیر! چرا که سد مذکور نیز با شکلی که قرآن گفته ساخته نشده و حتی نسبت پادشاه آشور با ذوالقرنین نیز یکی نیست.
جمعی از مورخین نیز از جمله ابن هشام و ابوریحان بیرونی گفته اند که ذوالقرنین یکی از اتباع یمن و یکی از ملوک حیمرا بوده که در یمن سلطنت می کرده و مردی موحد، نیکو سیرت و دارای هیبت و شوکت بوده و با لشگری بسیار انبوه به طرف غرب رفته و پس از مستولی شدن بر مصر در کنار دریای سفید به مسیر خود ادامه داد تا به ساحل رسید. در آنجا آفتاب را دیده که در چشمه سیاه فرو می رود. از این طرف هم به مشرق رفته و به آسیای میانه رسیده و در آنجا با ماتی برخورد کرده که می خواستند جلوی هجوم قومی را بگیرند و او در نهایت کمک کرده تا دیواری بزرگ برای آنان بسازند.
این پادشاه عرب زبان بوده، اشکال این داستان این است که در اسناد تاریخی هیچ نشانی از همچین پادشاهی نیست (پادشاهی اعراب) دوم اینکه دیواری که گفته اند همان دیوار چین است که بر اساس اسناد نیز او نساخته و همینطور اصلا این دیوار با حرف قرآن یکی نیست و در آخر اعراب در زمان قدیم با فناوری پیچیده مثل ذوب فلز و ساخت سد آشنا هم نبوده اند چه رسد به اینکه بخواهند برای ملتی دیگر این کار را بکنند.

کوروش کبیر به روایت کتب مقدس «تورات»
در کتاب های مقدس از کوروش یاد شده که این خود نشانه ای است از بزرگ بودن کوروش کبیر.
یکی از این کتاب ها عهد عتیق-دانیال نبی (تورات-باب دانیال نبی) است.

آزادی یهودیان
بنا به روایت دانیال نبی در رویایی که حاوی خبر آزادی یهود است می بیند و اینگونه تعریف می کند: در سال سوم از جلوس پادشاه “بیلش فر” من در شهر “سوس هیرا” از نواحی ایلام در کنار رود “اولائی” بودم برای بار دوم رویایی به نظر من رسید. در این رویا دیدم که قوچی در کنار رود ایستاده و دو شاخ بلند دارد٬ این دو شاخ یکی بطرف پشت او خم شده بود. قوچ با دو شاخ خود غرب و شرق و جنوب را شخم می کرد و می کند. هیچ حیوانی نبود که در برابر او ایستادگی کند، بنابراین هرچه می خواست می کرد. در همین حال که من در فکر انجام کار این قوچ بودم متوجه شدم که یک بز کوهی از طرف مغرب در حالی که زمین را با شاخ خود می کند پیش می آید. میان پیشانی این بز یک شاخ بزرگ و عجیب کاملا پیدا بود. کم کم بز کوهی به قوچ دو شاخ نزدیک شد و سپس خشمناک بر او تاخت و در این حمله دو شاخ او را شکست و قوچ دو شاخ در برابر او از مقاومت عاجز ماند. کسی هم نبود که قوچ را از چنگالش رهایی دهد. در همین زمان شاخ بز می شکند و در جای آن چهار شاخ کوتاه در می آید.
قوچ پادشاه پارس است (کوروش) و بعد از آن امپراتوری پارس. این امپراتوری آنقدر قدرتمند می شود که هیچ دولتی قادر به مقاومت در برابر او نخواهد بود. اما بز کوهی یک شاخ که بعد از قوچ پیدا شده مقصود از آن ممکلت یونان است و شاخ برجسته میان پیشانی او دلالت بر اولین پادشاه آن سرزمین می کند (اسکندر) و بعد از وی سرزمینش به چهار قسمت تقسیم می شود.
در همین کتاب، کوروش را مسح یهود خوانده و از قول خداوند می گوید: ای کوروش ما به تو قدرت دادیم تا جهان را فتح و آن را با عدالت اداره و بندگان ما را از دست ظالمان آزاد کنی.
در کل، در تورات ۲۷ بار از کوروش، ۱۸ بار از داریوش، ۲۱ بار از بخشورش (خشایارشاه)، ۳۵ بار از پارس، ۲ بار از تخت جمشید و ۱ بار از ری سخن رفته است.
حتی آلن هانتزینگر که خودش یک کشیش مسیحی است در کتابش “ایرانیان در کتاب مقدس”
تصریح می کند که کوروش در تورات، مسیح نامیده شده است.
“خداوند به مسیح خویش یعنی به کوروش که دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امت ها را مغلوب سازم”
اشعیاء نبی در کتاب مقدس می فرماید که خدا این کشور (پارس) را تاسیس کرد تا مقاصد خدا را به انجام برساند.
در تورات در مورد پادشاهان ایران چنین نوشته شده است:
“هر چند ما (ملت یهود) بندگانی بیش نیستیم، ولی خدای ما در این بندگی ما را ترک نکرده زیرا سایه بزرگواری پادشاهان پارس را بر سر ما گسترده است.”

آیا کوروش ذوالقرنین است؟
بعضی دیگر از علما عقیده بر ذوالقرنین بودن کوروش دارند. این علما با این دلایل این موضوع را بیان می کنند.
آنها می گویند: “اوست‌ که‌ تأسیس‌ امپراطوری ایرانی نموده‌ و بین‌ مملکت‌ فارس‌ و ماد را جمع‌ کرد؛ و بابِل‌ را به‌ تصرف‌ در آورد و یهود را اجازه‌ داد تا از بابل‌ به‌ اورشَلیم‌ بازگشت‌ کنند و در بنایی هَیکل‌ یهود مساعدت‌ کرد و مصر و یونان‌ را تسخیر نمود؛ و تا مغرب‌ پیش‌ تاخت‌ و سپس‌ بسوی مشرق‌ سیر نمود تا به‌ آخرین‌ نقاط‌ معموره‌ رسید.”
اما دلایل اثبات این ادعا:
اوصافی که‌ در قرآن‌ مجید درباره ذوالقرنین‌ بیان‌ فرموده‌ همه‌ بر این‌ ملک عظیم‌ منطبق‌ است‌، از ایمان‌ به‌ خدا و به‌ توحید، و عدالت‌ در بین‌ رعیت و با رأفت‌ و رفق‌ و احسان‌ با آنان‌ رفتار کردن‌، و با اهل‌ ظلم‌ و ستم‌ به‌ مجازات‌ و سیاست‌ رفتار کردن‌.
همانطور که خدا در قرآن فرموده: “و خداوند سررشته همه امور را بدو سپرده‌، و او جامع‌ بین‌ کمالات‌ دین‌ و عقل‌ و فضائل‌ اخلاق‌، و بین‌ عِده‌ و قوه و شوکت‌ و ثروت‌ و مطاوعه مردم‌ و پذیرش‌ اسباب‌ و امور بوده‌ است‌.”
“و او یکبار همانطور که‌ قرآن‌ بیان‌ کرده‌ است‌ به‌ سمت‌ مغرب‌ حرکت‌ کرد تا بر لیدیا و حوالی آن‌ استیلا یافت‌ و برای بار دوم به‌ سمت‌ مشرق‌ رفت‌ و تا به‌ مطلع‌ الشمس‌ رسید و در آنجا گروهی از مردم‌ وحشی و بیابانی را یافت‌ که‌ در صحراها و بیابان‌ها زیست‌ میکردند، و پس‌ از آن‌ به‌ بنای سد همت گماشت‌ و این‌ سد همانطور که‌ شواهد گواه‌ است‌ سدی است‌ که‌ در تنگه دارْالت‌ بین‌ کوههای قفقاز در نزدیک شهر تَفلیس‌ بنا شده‌ است. از اینجا ثابت می شود که سد را کوروش بنا کرده که در نزدیکی این سد رودی جاری است که به آن رود سایروس می گویند.”‌
اما ایمانش‌ به‌ خدا و روز قیامت‌، در کتب‌ عهد عتیق‌ مثل‌ کتاب‌ عَزْرا (إصحاح‌ ۱) و کتاب‌ دانیال‌ (إصحاح‌ ۶) و کتاب‌ أشعیاء (إصحاح‌ ۴۴ و ۴۵) آمده‌ است‌.
و با قطع‌ نظر از وحی الهی، یهود با همان‌ تعصب مذهبی که‌ دارند، مرد مشرک مجوسی و یا وثنی را نمی ستایند؛ و اگر کوروش‌ چنین‌ مردی بود، او را مسیح‌ خدا و مهدی مؤید و راعی پروردگار نمیگفتند.
علاوه‌ بر این ها، نقش‌ها و نوشته هایی که‌ از زمان‌ داریوش‌ به‌ خط میخی کشف‌ شده‌ است‌ ـ و بین‌ کوروش‌ و داریوش‌ به‌ قدر هشت‌ سال‌ فاصله‌ بوده‌ است‌ ـ دلالت‌ دارد بر آنکه‌ کوروش‌ مشرک نبوده‌ است‌؛ و معنی ندارد که‌ بگوییم‌ در این‌ زمان‌ کوتاه‌ عقیده‌ درباره کوروش‌ تغییر کرده‌ و بعداً او را به عنوان‌ مردی مؤمن‌ و موحد ستوده‌اند.
کافی است‌ که‌ به‌ اخبار و سیره او رجوع‌ شود که‌ چگونه‌ با طاغیان‌ و جبابره‌ که‌ بر او خروج‌ کرده‌ بودند یا او با آنها محاربه‌ نمود مانند پادشاهان‌ ماد و لیدیا و بابل‌ و مصر و طاغیان‌ بیابان‌ در اطراف‌ بَکتریا که‌ بلخ‌ است‌ جنگید؛ و چون‌ بر قومی غلبه‌ می یافت‌ از مجرمین‌ آنها می گذشت‌ و عفو می نمود و کریم‌ آنان را اکرام‌ میکرد و بر ضعیفشان‌ رحمت‌ می آورد و مفسد و خائن‌ را سیاست‌ می نمود.
کتب‌ عهد عتیق از او تجلیل‌ میکند، و طایفه‌ یهود، او را با شدیدترین‌ درجات‌ احترام‌ محترم‌ میدارند؛ چون‌ آنها را از اسارت‌ بابل‌ که‌ توسط‌ بُخت‌ نَصر (نبوکد نضر) انجام‌ گرفته‌ بود و معبدشان‌ را خراب‌ کرده‌ بود آزاد ساخت‌ و به‌ شهرهای‌ خودشان‌ عودت‌ داد و اموال‌ بسیاری‌ برای‌ تجدید بنای‌ هَیکل‌ به‌ آنها داد و نفائس‌ غارت‌ شده‌ هَیکل‌ را که‌ در خزائن‌ شاهان‌ بابل‌ بود به‌ آنها رد کرد.
و این‌ نیز شاهدی‌ است‌ بر آنکه‌ ذوالقرنین‌ همان‌ کوروش‌ است‌. چون‌ سؤال‌ از ذوالقرنین‌ در قرآن‌ کریم‌ همانطور که‌ در روایات‌ آمده‌ است‌ به‌ تلقین‌ یهود بوده‌ است‌؛ و قَرْن‌ در لغت‌ عبری‌ و عربی‌ به‌ یک‌ معنی‌ آمده‌ است‌.
و مورخین‌ یونان‌ قدیم‌ مثل‌ هِرُدوت‌ و گزنفون و غیره‌ با آنکه‌ دشمن‌ ایران‌ و پادشاهان‌ ایران‌ هستند او را به‌ مروت‌ و فتوت‌ و سماحت‌ و کرم‌ و صَفح‌ و قلت‌ حرص‌ و رحمت‌ و رأفت‌ یاد کرده‌ و وی‌ را ثناء و تمجید نموده‌اند.
و اما آخرین دلیل وجود مجسمه کوروش کبیر در مشهد مرغاب است که در آن کوروش را با کلاه خودی که دو شاخ در جلو و عقب خود دارد نشان می دهد.

نویسنده : محمد سعید جهان پناه

برگفته شده از سایت DANESHJO.IR

+ نوشته شده توسط مدیر در جمعه ۲۹ اسفند۱۳۹۳ و ساعت |

همسر مناسب برای هر کس تعاریف خاص خودش را دارد اما اصولی وجود دارد که باید در همه آنها یکسان باشد. در واقع همسر خوب، همسری است که معیارهای پایه را داشته باشد و بعد از آن معیارهای مورد علاقه شما را تامین کند.

 

در این مطلب معیارهای پایه همسر مناسب را خواهید خواند. یادتان باشد این معیارها برای خود شما هم صادق است و باید سعی کنید آنها را در خود تقویت کنید.

اولین ویژگی یک همسر مناسب آن است که به پختگی لازم برای اداره زندگی رسیده باشد، یعنی بتواند در شرایط مختلف، تصمیم گیری درست و منطقی داشته باشد؛ مهارت سنجیده گویی و کنترل زبان، قدرت کنترل و غلبه بر احساسات را داشته باشد، آینده نگر، واقع بین، انتقادپذیر و دارای قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل صحیح نسبت به مسائل و اتفاقات پیرامون باشد و… در اینجا به تبیین این شاخصه ها می پردازیم.

کنترل زبان: مهارت استفاده از زبان و گفتار صحیح بسیار ارزشمند است که با دقت، تفکر و تمرین، خوب گوش دادن و گزیده، به موقع و به اندازه سخن گفتن به دست می آید. به این ترتیب بسیاری از مشکلات و سوءتفاهم ها برطرف شده و محبتتان افزایش می یابد.

کنترل احساسات: کنترل احساسات و هیجانات و ابراز احساسات مناسب شما را از مسیرتان باز نمی دارد، بلکه در مقابل بدی ها و زشتی ها قدرت مقابله پیدا می کنید. باعث می شود در برابر شکست ها ناامید نشده و در پیروزی ها مغرور نشوید. اگر نمی توانید احساسات و هیجانات خود را به خوبی کنترل کنید، باید از ایمان و تفکر درست، عبرت گرفتن و مشورت با افراد آگاه جهت کنترل و بروز مناسب احساسات استفاده کنید.

آینده نگری: برنامه ریزی منظم و تلاش و فعالیت هدفمند از آثار آینده نگری و نگاه درست به آینده است بنابراین برای آینده خود برنامه مناسب داشته باشید تا برای رسیدن به انگیزه های خود کمتر دچار مشکل شوید.

انتقاد پذیری: با پذیرش انتقادات سازنده نسبت به خود می توانید از تجربیات رایگاه دیگران استفاده کنید و به اصلاح خطاها و اشتباهایتان در زمان مناسب بپردازید. روحیه انتقادپذیری علاوه بر سازندگی، خوش بینی و حس تعامل، محبت دیگران را نیز برای شما به ارمغان خواهد آورد.

za4-554

قدرت تجزیه و تحلیل: در روزگاری که خوب و بد در کنار هم قرار دارند و تشخیص مرز میان آن ها به راحتی ممکن نیست می توان با مطالعه و به دست آوردن بینش درست که نتیجه همنشینی با افراد امین است، قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل امور و رویدادهای شخصی و اجتماعی را به دست آورد و از قضاوت و تصمیم گیری های عجولانه در موارد حساس پرهیز کرد.

استقلال فکری: صلاح مملکت خویش خسروان دانند! درست است که مشورت با افراد آگاه مفید است اما داشتن استقلال فکری و باری به هر جهت نبودن و گاهی پافشاری در تصمیم های درست لازم است، چرا که هر کس به واقعیات درونی و بیرونی خود بیش از دیگران واقف است، البته استقلال فکری با خودسری تفاوت دارد.

ادب: ادب، عقل را حفظ و شخصیت را استحکام می بخشد، با رعایت ادب، اجازه بی ادبی و سوء استفاده کردن را به دیگران ندهید.

واقع بینی: گاهی واقعیت به نظر تلخ می آید اما عدم پذیرش آن زندگی را تلخ تر می کند. واقع بینی شما را از خیال پردازی، توقعات نابجا و انتظارات غیرمنطقی دور می نماید، در نتیجه به سرعت و سهولت شما را از بیراهه به شاهراه می رساند.

مسؤولیت پذیری: تعهد و مسئولیت پذیری فرد در مقابل خانواده، شغل، اجتماع و… نشان دهنده رشد فکری اوست که باعث جلب اعتماد و اطمینان دیگران، کسب اعتبار و وجهه و موفقیت می شود.

رازداری: حفظ اسرار شما را محبوب و معتمد می کند و تمرینی است تا با میل خود به افشاگری بجنگید.

خوش اخلاقی: خوش اخلاقی یکی از کمالات انسانی است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: پاداش صاحب اخلاق نیکو مانند پاداش روزه دار شب زنده دار است. اسلام برای اخلاق در امر ازدواج اهمیت بسیاری قائل است تا جایی که آن را به عنوان یکی از معیارهای انتخاب همسر قلمداد می کند.

انعطاف پذیری: انعطاف پذیری موجب می شود به جای پافشاری روی خواسته ها و نظرات (درست یا نادرست)، انرژی ها صرف تفکر، تغییر و اصلاح بیشتر شود که نتیجه آن آرامش در زندگی خواهد بود. انعطاف پذیری در مقابل عقاید و باورهای دینی… که جزء اصول زندگی هستند و زیربنای فکری را تشکیل می دهند عاقلانه نیست.

قناعت: قانع بودن در زندگی سبب می شود به دارایی هایتان راضی و خرسند باشید، حسرت نداشته ها را نخورید و در میدان رقابت، چشم و هم چشمی، تجملات و زیاده خواهی ها نیز با آسودگی خیال زندگی کنید.

گذشت: چشم پوشی از اشتباهات دیگران و گذشت در مقابل خطای آن ها موجب می شود تا از کینه توزی و جدایی دور بمانید و با سازندگی روحی موجب تداوم روابطتان با دیگران شوید.

حیا: حیا ادب خاصی به فرد می بخشد که در رفتار، نگاه، طرز صحبت کردن و لباس پوشیدن شخص و… خود را نشان می دهد و این باعث می شود که نه شخص وارد حریم خصوصی دیگران شود، نه اجازه دهد دیگران وارد حریم خصوصی او شوند. حیا صفتی ثابت و استوار در اعماق وجود انسان است که او را از ارتکاب حرام های شرعی، عقلی و عرفی دور می سازد، برای نفس محدودیت ایجاد می کند و معیار عام و الهی در انتخاب همسر محسوب می شود. حیا برتر از تقوا است، زیرا تقوا یا پرهیزگاری ما را از گناهان شرعی مصون می سازد، اما حیا باعث اجتناب از زشتی های عقلانی و عرفی می گردد. از آثار مثبت حیا می توان به برطرف شدن عیوب، تسلط بر نفس، آبرومندی، ایمنی از روز قیامت، قبولی عمل، پاکی از گناهان و… اشاره کرد. امام صادق (ع) فرمودند: حیا و ایمان دو رشته ی به هم تنیده اند که چون یکی برود دیگری هم رفته است.

+ نوشته شده توسط مدیر در جمعه ۲۹ اسفند۱۳۹۳ و ساعت |

این موشک پیشرفته روسی از خانواده موشکهای بالستیک قاره پیماست که منحصرا از زیردریایی شلیک میشود و جدیدترین و مدرن ترین موشک قاره پیما یی است که تابه حال برای شلیک از زیردریایی طراحی و ساخته شده است .

به گفته کارشناسان موشکی روسیه این موشک سوخت جامد ، از نظر طراحی و تکنولوژی بر اوج قله رده بندی موشکهای بالستیک قرار دارد . به گفته مقامات ارشد موشکی روسیه این موشک از نظر تکنولوژی ساخت کاملا در برابر طرح سپر ضد موشکی امریکا که در حال اجرای ان می باشد مصونیت دارد و این طرح نمی تواند در برابر این موشک و موشکهای سری TOPOL-M واکنش خاصی نشان دهد .

توانایی موشک در انجام مانور تا رسیدن به هدف یکی از راههای گریز موشک از هواپیماهای رهگیر ضد موشک تا رسیدن به فاز پایانی شلیک می باشد . اما فاز پایانی مهمترین مرحله یک موشک بالستیک است و برای افزایش شانس رسیدن موشک به هدف در این فاز اقدامات و تمهیدات ویژه ای اندیشیده شده است .

مهمترین اقدام پوشاندن کلاهک موشک با پوشش خاصی است که ان را در برابر مواد شیمیایی ، اشعه رادیو اکتیو ، تداخلات الکترومگنتیک ( EMP ) و پارازیتهای رادیویی و مزاحمتهای فیزیکی مصون نگه می دارد . تا قبل از این موشکهایی که ساخته می شدند با یک انفجار اتمی در فاصله حتی ۱۰ کیلومتری و رسیدن تشعشعات به کلاهکشان از کار می افتادند ( یکی از راههای از بین بردن موشکهای بالستیک یک انفجار اتمی در ارتفاع بالا و از کار انداختن ان توسط تشعشعات است این روش از روشهای اولیه و پایه برای از بین بردن موشک قبل از رسیدن به محدوده هدف است )

evolution

 

 

اما این موشک طوری طراحی شده است که قابلیت ایستادگی و مقاومت در برابر چنین انفجارهای اتمی را حتی تا فاصله ۵۰۰ متری خود نیز دارد . و رهگیری ان تا هنگامی که فاز پایانی ان به اتمام نرسیده است به خاطر قابلیت مانور زیاد ان بسیار مشکل است . و تا زمانیکه این حرکت ادامه دارد رهگیری و انهدام ان مشکل است .

تکنولوژی موشک SS-NX-30 از لحاظ ساخت همانند موشک SS-27 است و تنها فرق این دو ، کاهش اندک برد نهایی موشک SS-NX-30 است که برد ان را به ۱۰ هزار کیلومتر رسانده است و دلیل این کاهش ، انطباق موشک با شلیک از زیردریایی می باشد . فرق دیگر نیز طبق گزارشات در کلاهک انهاست که موشک Bulava میتواند کلاهکهای اتمی ۵۵۰ کیلو تنی حمل کند . تعداد دقیق کلاهکهایی که این موشک حمل می کند مشخص نیست اما گفته میشود کلاهکها هر یک دارای سیستمی هستند که می توانند با ایجاد چند کلاهک مجازی در دید رادارهای دشمن ، انها در رهگیری به اشتبان بیاندازند .

سیستم هدایت کلاهکها توسط کامپیوتر است که با ماهواره GLOSNASS هدایت را انجام می دهد . این سیستم ناوبری میزان دقت این کلاهکها را به حدود ۳۵۰ متر رسانده است . البته به گفته برخی سایتها این دقت از این مقدار هم بیشتر است .

این موشک روی رزم ناوهای استراتژیک زیر دریایی از نوع پروژه ۹۵۵ “بوری” کار گذاشته می شود. سه فروند از این نوع زیردریایی با نام های “یوری دلگاروکی”، “ولادیمیر مونوماخ” و “الکساندر نفسکی” استفاده خواهند شد.

“یوری دلگاروکی” اولین فروند از این نوع رزم ناوهایی است که باید در عرشه خود دوازده موشک SS-NX-30 را جای دهد. در ابتدا برای دلگاروکی و رزم ناوهای مشابه آن، موشک “دی-۱۹ ام” تحت عنوان “بارک” در دفتر طراحی میاسکی ساخته شده بود. اما معلوم شد که سازندگان از حد ابعاد مجاز فراتر رفته اند (که به همین دلیل مجبور شدند زیر دریایی را با آن تطبیق دهند)، پس از آن نیز در زمان پرتاب سایر نقایص آشکار شدند. در نتیجه در سال ۱۹۹۸، زمانی که موشک در حد ۸۰% آماده بود، پروژه تعطیل شده و این سفارش به انستیتو فناوری های گرمایی مسکو منتقل شد که سکوی پرتاب و مجموعه موشکی “پی. اس.-۱۲ام.۲″ تحت عنوان “توپول-ام” (SS-27) را ساخته بود. موشک دریایی این انستیتو “بولاوا-ام” نام گرفت.

RSD-10_2008_G2

اما آن نیز با دشواری هایی مواجه شد. از ۶ پرتاب آزمایشی ۴ پرتاب با شکست کامل مواجه شدند. به اجبار آزمایش دیگری انجام شد، طبق گفته فرمانده کل نیروی دریایی روسیه موفقیت آمیز بود، اما طبق نظرات کارشناسان مستقل، بدون درخشش خاصی انجام شده بود. اینطور که کارشناسان می گویند، یکی از سه کلاهک روی موشک، به میدان تیر نرسیده است. اما این مسئله سازندگان بولاوا و مدیران آنها را نا امید نکرد. “آناتولی پرمینوف” رئیس آژانس فدرال فضایی روسیه “روس کاسموس” ( این آژانس پاسخگوی طراحی و عرضه مجموعه های موشکی استراتژیک به نیروهای مسلح و از جمله نیروی دریایی روسیه می باشد) تاکید کرده بود که قبل از عرضه موشک به نیروهای مسلح، حداقل به ۱۲-۱۴ پرتاب نیاز است. در عین حال وی به تجربه آمریکا اشاره داشت که ضمن ساخت موشک مشابه “Trident II” نیاز به ۱۹ پرتاب از زمین و ۹ پرتاب از زیردریایی داشتند.

همچنین در ادامه دو آزمایش دیگر برای بولاوا انجام خواهند شد و بطور کامل این آزمایش ها در سال های بعد ادامه خواهند یافت. یکی از این آزمایش ها نیز برای تعیین حداکثر برد پرواز آن خواهد بود. فعلاً مشخص نیست که به کجا پرواز می کند.

طبق اطلاعات منتشره در مطبوعات غربی، موشک سه پله ای بولاوا که با سوخت جامد کار می کند، یکی از سبک ترین موشک ها در نوع خود است. وزن آن ۳۰ تن و برد عمل آن ۸ هزار کیلومتر است. این موشک می تواند به ۴ تا ۱۰ کلاهک هسته ای مجهز شود.

russia-missile

 

احتمالاً بولاوا با ۱۰ کلاهک در نیروهای مسلح روسیه پذیرفته خواهد شد، چرا که در غیر این صورت ارزش نظامی آن چندان زیاد نخواهد بود. مسئله در این است که زیردریایی های اتمی نوع “بوری” با ۱۲ سکوی پرتاب موشک طراحی شده بودند. ساختمان رزم ناو “یوری دلگاروکی” دقیقاً چنین خواهد بود. اما زیردریایی بعدی از همین پروژه، یعنی “ولادیمیر مونوماخ” و “الکساندر نفسکی”، اکنون با قابلیت پرتاب ۱۶ موشک ساخته می شوند. اگر طرح های موجود اجرا شوند، روی سه زیردریایی اتمی ۴۴ بولاوا و ۴۴۰ کلاهک هسته ای جای می گیرند. این سهمی چشمگیر در بالا بردن توان بازدارندگی استراتژیک هسته ای خواهد داشت که از دکترین نظامی روسیه سر چشمه می گیرد.

آزمایش های “بولاوا” و ویژگی های آن از اسرار دولتی روسیه هستند. اما فقط نه برای آمریکا، زیرا این کشور نمایش پرواز موشک ها و ویژگی های اصلی فنی-نظامی آن را مطابق پیمان کاهش سلاح تهاجمی استراتژیک (START-1) از دست اول دریافت می کند. بدین ترتیب این تنها رازی برای نظامیان و طراحان روسیه است و یا شاید برای شهروندان که از مالیات آنها این مجموعه های موشکی ساخته می شوند، چرا؟

یکی از علل سری بودن اوضاع پیرامون “بولاوا” و “یوری دلگاروکی” و سایر رزو ناوهای مشابه آن در این است که آنها اسیر جاه طلبی های سیاسی برخی از مقامات بلندپایه روسیه شده اند این سبب می شود که تولید انبوه “بولاوا” که هنوز تکمیل نشده آغاز شده و باری دیگر وعده داده شود که رزم ناو جدید مجهز به موشک جدید استراتژیک به نیروی دریایی روسیه عرضه خواهد شد.

آخرین زیردریایی اتمی، رزم ناو موشکی-استراتژیک نوع سنگین پروژه ۹۴۱ به نام “آکولا” (طبق طبقه بندی غربی Typhoon) نیز پس از پایان یافتن آزمایش ها قرار است به “بولاوا-ام” مجهز شود. در “آکولا” بر خلاف پروژه ۹۵۵، نه ۱۲ و ۱۶ و بلکه ۲۰ سکوی پرتاب موشک وجود دارد. این می تواند بلافاصله پتانسیل بازدارنگی هسته ای دریایی روسیه را به میزان ۲۰۰ کلاهک افزایش دهد.

wr14-big

 

“سرگی ایوانوف” معاون نخست وزیر
فدراسیون روسیه اعلام داشته که مسئولین “روس کاسموس” باید موضع فعالتری در رابطه با آزمون و آماده سازی تولید انبوه مجموعه های موشکی استراتژیک “بولاوا” داشته باشند. “توجه کافی به کارهای مربوط به قطعات و سازه های مجموعه های موشکی استراتژیک “بولاوا” که باید روی زمین انجام شوند، مبذول نمی شود. کم نیستند مواردی که آزمون های عملی به محاسبات ریاضی تبدیل می شوند”. در ۲۳ دسامبر ۲۰۰۸پس از پرتاب موشک “بولاوا” از زیردریایی اتمی “دمیتری دانسکوی”، این موشک خودبخود نابود شده و در هوا منفجر شد.

این موشک می تواند شش یا ده بلوک هسته ای هیپرسونیک با قابلیت مانور و رهنمون سازی جداگانه داشته باشد که می توان ارتفاع و جهت مسیر پرواز آنها را تغییر داد.

در حال حاضر این موشک در زیردریاییهای کلاس تایفون روسیه استفاده می شوند ولی به زودی با تحویل اولین زیردریایی ‘ Borey’ class در این زیردریاییی نیز استفاده خواهند شد زیرا این زیردریایی پیشرفته انطباق کامل با این موشک دارد و جایگاههای موشک آن مخصوص پرتاب همین سری موشک هستند. ایران هم در رزمایش پیامبر اعظم اعلام کرد که یک نمونه از آن را ساخته و با موفقیت آزمایش کرده که تصویری از آن منتشر نشده. موشک ایرانی قادر بود که چهار هسته یا کلاهک داشته باشد.

به وجود آمدن الگوهای خاص جوی در اثر شلیک این موشک :

lightseenfromkvc3a6nangenintromsat07.49wednesdaymorning.fotodagfinnrapp

مشخصات موشک فوق مدرن بولاوا Bulava:

کلاس : SLBM

وزن پرتاب :۳۶ تن

سیستم هدایت: اینرسی

طول : ۱۱٫۵

قطر : ۲ متر

وزن هر کلاهک: ۱۰۰ الی ۱۵۰ کیلوگرم

سال عملیاتی شدن: ۲۰۰۹ با ادامه آزمایشات

برد : ۱۰ هزار کیلومتر

مراحل شلیک : ۳ مرحله ، هر ۳ با سوخت جامد

شعاع خطا : ۳۵۰ متر

تعداد کلاهک : ۱۰ (غیر قطعی)

برگرفته از انجمن هوافضا(مهدی وجدانی)،مجله هوایی

+ نوشته شده توسط مدیر در پنجشنبه ۲۸ اسفند۱۳۹۳ و ساعت |

بازي آنلاين تراوينيک نسخه جديد تراوين فارسي ميباشد که به ياري خدا و همکاري برنامه نويسان داخلي طراحي شده است در اين بازي دو طرح مختلف طراحي شده و باگهاي آن تا حد زيادي رفع شده است همينطور که دوستان اطلاع دارند تراوين محبوب ترين بازي انلاين چند سال اخير بوده است و با افزودن چند طرح جديد سعي شده ان را به بازي جديد تبديل کنيم همانطور که اطلاع داريد تراوين بازي استراتژيک است و محبوبترين بازي استراتژيک انلاين به شمار ميرود شما ميتوانيد با بازي آنلاين تراوين لحظات هيجان انگيزي را تجربه کنيد همچنين جوايز زيادي براي اين بازي در نظر گرفته شده است و آن را تبديل به بازي آنلاين با جايزه کرده است و اما داستان بازي تراوين از اين قرار است که:

در قرون کهن نژاد ديو صفت ناتارها در دنيا حکمفرمايي مي کردند. ناتار ها به شدت با علم و دانش و معنويت بشريت ستيز داشتند، ازين رو انسان ها تنها راه نجات از ظلم ستيزي اين قوم را توسعه علم و دانش و معنويت خود مي دانستند. انسانها شروع کردند به ساخت عمارت دانش، که مرکز علم و فرهنگ و معنويت بشر بود. اما ناتارها شگفتي هاي علم را از نياکان انسان ها ربودند و رعب و وحشتي به دل همگان انداختند. آنها سپس عمارت هاي دانش اندوزي را تخريب کرده و انسانها را از آن بيرون راندند. حال سه نژاد رومي، توتن و گول وظيفه دارند تا عمارت دانش(شگفتي جهان) را پس گرفته و علم و هنر و معنويت را توسعه دهند. اکنون ما به بازي آمده ايم تا بتوانيم اين شگفتي هاي علم را باز ستانده و دارالاماره اي را که زماني ناتارها تخريب کرده بودند دوباره بنا کنيم . دارالاماره اي که در آن سرچشمه علم و فنآوري توسط نياکان ما نگهداري ميشد و هدف آن پايه گذاري دنياي نوين صلح آميز بود. دهکده ها ساخته مي شوند، اتحادهاي جديد شکل مي گيرند و قدرت ها به ابرقدرت ها تبديل ميگردند. حال هر ابرقدرت مي خواهد ميراث کهن را براي خود تسخير کند. ازين رو شعله اختلافات قبيله ها را در هم مي سوزاند و جنگ ها آغاز مي شود. تنها گروهي مي توانند پيروز اين جنگها باشند که به خود ايمان داشته باشند و خائني در ميان آنان نباشد. دنياي جديد از آن کسانيست که به قدرت و آگاهي ايمان خواهند داشت.

شما هم اکنون ميتوانيد بازي اينترنتي کنيد

تراوين با جايزه

براي ثبت نام و بازي آنلاين اينترنتي کليک کنيد

 

+ نوشته شده توسط مدیر در چهارشنبه ۲۷ اسفند۱۳۹۳ و ساعت |

سفره هفت سين يکي از اين مراسم فاخر است که اجزاء آن همگي ريشه گياهي دارند و هر کدام نمايانگر و سمبل نيکي هايي است که افراد در سال پيش رو براي يکديگر آرزو مي کنند.

 

دکتر محمد هاشمي رييس انجمن پيشگيري از چاقي در مقاله اي با عنوان خواص خوردني هاي هفت سين در سايت شخصي خود از منظر علمي،طبي و تغذيه اي به جشنواره بهار و اجزاء سفره هفت سين دارد که بدين شرح است.

?cab58bc04e2bdf

سنجد:

اگر سنجد را گياهي صرفا دارويي بناميم، سخني به گزاف نگفته ايم زيرا خواص اين درخت در تمام اندام هاي آن از ريشه و چوب گرفته تا پوست و ميوه آن منتشر است و استفاده گسترده اي در صنايع غذايي،بهداشتي،دارويي،عطر سازي و چوب دارد.

قسمت ميان بر يا آردي شکل ميوه سنجد حاوي ? نوع قند و هفت نوع چربي اشباع شده و نشده است که در طب سنتي به عنوان قابض و در درمان بيماري هاي دندان،لثه،اسهال و زخم معده کاربرد دارد.

جالب است بدانيد بخش درون بر يا هسته چوبي سنجد ?? نوع اسيد امينه و تعدادي پروتيين با خواص متعدد دارويي در خود دارد بطوريکه شکل آسياب شده آن بصورت کامل و يا پخته شده ميوه کامل آن ( همراه با پوست ) مي تواند در بهبود دردهاي ناشي از آرتروز موثر باشد.

روغن هسته سنجد اثرات مفيدي در برطرف ساختن التهابات غشا مخاطي در انواع زکام و عفونتهاي تنفسي دارد. همچنين جوشانده، شيره و عرق شکوفه سنجد خواص دارويي متعدد از جمله تاثير بر بهبود کيفيت گوارشي دارد.

سماق:

سماق يکي ديگر از اقلام سفره هفت سين است که نماد طلوع خورشيد و رنگ زندگي به شمار مي آيد. سماق درختي است که ميوه هاي خوشه اي شکل و به رنگ قرمز و قهوه اي دارد، طعم آن در ابتدا گس بوده و بعد از رسيدن ترش مي شود. اين ميوه پس از کوبيدن به عنوان چاشني، همراه غذا مصرف مي شود.

اين چاشني تحريک کننده اشتها است و به سبب وجود تانن در ترکيب آن، قابض نيز هست. همچنين مي تواند در مقابله با التهابات لثه مفيد باشد. بد نيست بدانيد غرغره کردن دم کرده آن براي ورم گلو و دهان موثر است.

در مورد مصرف سماق بايد خاطر نشان کرد که مصرف ميوه تازه آن مي تواند مسموميت زا باشد و افراد بايستي صرفاً از نوع خشک آن استفاده کنند.

سمنو:

سمنو خوراکي اي است که طي فرآيندي در زمان جوانه زدن گندم ايجاد مي شود. در اين مرحله مواد قندي گندم که بصورت نشاسته ذخيره شده بود تبديل به مالتوز مي شود و طعم شيرين پيدا مي کند. از طرف ديگر پروتئين هاي آن قابليت هضم و جذب بهتري دارد و بر ميزان ويتامين C آن افزوده مي شود.

سمنو حاوي پروتئين بالا و چربي کم است، همچنين حاوي ويتامين هاي A ، E ، K و گروه B در کنار کلسيم، پتاسيم و فسفر است. مزه شيرين آن حاصل قند طبيعي است اما بايد در نظر داشت که هر صد گرم آن حاوي ??? کيلوکالري است. لذا مصرف بيش از اندازه آن مانند هر خوراکي ديگري مي تواند منجر به اضافه وزن و چاقي شود.

سيب:

ضرب المثلي انگليسي مي گويد مصرف روزانه يک عدد سيب شما را از مراجعه به پزشک معاف مي کند؛«One apple a day, keep doctor away»درخت اين ميوه در اغلب نقاط دنيا يافت مي شود. اين ميوه محبوب به واسطه نوع ترکيبات تشکيل دهنده آن نظير ريبوفلاوين ، ويتامين هاي C ، A و مواد معدني مانند آهن ، منيزيم و پتاسيم اثر مثبتي بر روي طراوت پوست و رفع ناراحتي هاي شايعي مثل خشکي پوست، ترک خوردگي و رنگ پريدگي دارد. ساختار اسکلتي ميوه سيب موجب شده است تا جويدن آن باعث تميز شدن لثه ها و دهان شود و با از بين بردن باکتري هاي دهان اثر مفيدي بر روي بهداشت دهان و دندان دارد.

سيب به واسطه وجود ويتامين B فراوان يک خوراکي آرامش بخش است. دم کرده پوست سيب به همراه عسل يک نوشيدني موثر براي رفع استرس هاي عصبي است.

وجود فيبر فراوان در ميوه و پوست سيب ، سبب مي شود تا مصرف آن موجب تنظيم فعاليت گوارشي و نيز اثر پيشگيري کننده در مقابل سرطان هاي روده بزرگ داشته باشد.

سرکه:

سرکه، حاصل بخشي از فرآيند تخمير انگور و سرشار از اسيد سيتريک است که مصرف آن موجب افزايش جذب کلسيم و سهولت هضم غذا مي شود. استفاده از سرکه به عنوان چاشني سالاد موجب طعم دهندگي و تحريک اشتها مي شود.

سرکه همچنين در رفع بوي بد دهان موثر است و نيز بخور رقيق شده آن براي رفع علايم ناشي از سرماخوردگي مفيد است.

بايد در نظر داشته باشيد مصرف سرکه در مبتلايان به زخم معده و ضعف اعصاب مي تواند زيان بخش باشد.

باور غلطي که در مورد سرکه رايج است اثر چربي سوزي آن است ، بايد بدانيد که چنانچه فرد از رژيم غذايي درستي پيروي نکند ، سرکه نقشي در کاهش وزن وي ندارد.

سير:

سير ازجمله خوراکي هايي است که معمولا به عنوان چاشني براي خوش طعم شدن غذا استفاده مي شود. از زمان هاي گذشته اقوام گوناگون براي اين گياه خواص دارويي بي شماري قايل بودند. مکاتب مختلف طب سنتي نيز براي سير ، خواص ويژه اي ذکر مي کنند و به اثرات مثبت اين گياه بر سلامتي انسان ها تاکيددارند.

از ديدگاه پزشکي مدرن نيز سير سرشار از ريزمغذي هاي مهم براي حفظ تندرستي نظير آهن، کلسيم، منيزيوم، اسيدفوليک و ويتامين ث است. همچنين مقاديري از روي و ويتامين هاي گروه ب نيز در ترکيب آن يافت مي شود.

سير، حاوي ترکيبي با عنوان آليسين است که اثر گندزدايي و ضد ميکروبي دارد. همچنين ميزان قابل توجهي از آنتي اکسيدان ها را در ترکيب خود دارد. وجود اين ترکيبات باعث مي شود تا سير تبديل به يک خوراکي پرخاصيت شود و گنجاندن آن در سبد خوردني ها مورد تاکيد متخصصان تغذيه قرار گيرد.

بر اين اساس و بر طبق تحقيقات بايد گفت مصرف سير مي تواند خاصيت ضد سرطاني داشته باشد. همچنين اين گياه با تغيير در ترکيبات چربي هاي خون و اثر کاهندگي بر تصلب شرائين، از يکسو باعث پيشگيري از بروز سکته هاي قلبي و مغزي مي شود و از سوي ديگر فشارخون را کاهش مي دهد. به طوري که در برخي پژوهش ها نشان داده شده است که مصرف سير مي تواند تا هفت ميليمتر جيوه از فشارخون کم کند.

نکته قابل توجه اين است ، گرچه سير و بسياري از خوراکي هاي ديگر خواص مفيدي دارند که انسان ها مي توانند از آنها بهره مند شوند اما در بسياري از موارد نمي توانند جايگزين داروهاي مورد نياز بيماران باشند. به عبارت ديگر هرچند سير مي تواند منجر به کاهش فشارخون شود ولي اين اثر به اندازه اي نيست که مبتلايان به بيماري پرفشاري خون را از مصرف دارو بي نياز کند و اين افراد نبايد از درمان اصلي خود غفلت کنند و ضروري است که مبتلايان به فشارخون توجه اکيد به توصيه هاي پزشک معالج خود داشته باشند و براي کنترل بيماري خود به مصرف سير اکتفا نکنند.

+ نوشته شده توسط مدیر در چهارشنبه ۲۷ اسفند۱۳۹۳ و ساعت |
زمینه ای جدید در علم فیزیک آغاز شد هنگامی که در ۲۷ ژانویه ۱۹۸۶ میلادی، Bednorz و Mueller یک افت مقاومت تیز را در La2-mBamCuO4 در دمای حدود ۳۰ درجه ی کلوین مشاهده کردند. آن ها مقاله ای در این باره به یکی از روزنامه های معتبر اروپائی، ZeitSchrift fur Physik فرستادند و مطالعه ی خود را برروی این ماده ی جدید ادامه دادند تا اطمینان حاصل کنند که تغییر مقاومت ناگهانی، تبدیل به یک حالت ابررسانایی بوده. تا ماه اکتبر، آن ها اثر مایزنر (The Meissner Effect) را مشاهده کرده بودند ، بنابراین یک ماده ابررسانای جدید را به ثبت رساندند. نتایج آن ها در دنیا پخش شد، یک ماه بعد، Tanaka و همکاران وی در توکیو نتایج Bednorz-Muller را تأیید نمودند (یک تأییدیه در یکی از روزنامه های ژاپنی چاپ شد) در حالی که کار آن ها در پکن توسط Zou و همکارانش پشتیبانی و حمایت شد. (کار آنها در دسامبر در یکی از روزنامه ها توضیح داده شد.) در ماه بعد، در نتیجه ی یک تلاش همکارانه بین Paul Chu از دانشگاه هوستون و Mang-Kang Wu از دانشگاه آلاباما، عضو جدیدی از خانواده مواد ابررساناهای دما بالا کشف شد ، YBa2Cu3O7 که دارای بالای ۷۰ درجه ی کلوین بود. بنابراین فقط در طی یک سال از کشف اصلی، دمای انتقال به حالت ابررسانایی افزایش سه برابر داشت. و واضح بود که انقلاب ابررسانا ها هنوز شروع شده است. یک جشن برای بوجود آمدن این فصل در علم فیزیک طی یک جلسه در نیویورک توسط انجمن فیزیک دانان آمریکایی در یک بعد از ظهر یکی از روزهای مارس ۱۹۸۷ برگزار شد. این جشن ۳۰۰۰ شرکت کننده داشت و ۳۰۰۰ نفر نیز این جشن را از طریق تلویزیون مشاهده می کردند …

در طول شش سال بعد، چند خانواده ی دیگر از ابررسانا ها کشف شدند، که شامل سیستمهای مبنی بر -Tl و -Hg می باشند، که به ترتیب دارای حداکثر ۱۲۰ کلوین و ۱۶۰ کلوین می باشند. همگی آنها یک ویژگی که موجب روی دادن ابررسانایی دمای بالا بود، داشتند، وجود پلین های (planes) شامل اتم های O و Cu ی که جدا شده بوسیله ی مواد پل کننده ای که به عنوان حامل بار عمل می کنند هستند. در طی این مدت، حدود چند هزار مقاله در رابطه با ابررسانا ها منتشر گشت (و در زمان حاضر هم منتشر می شود) بدیهی گشت که ابررسانایی دمای بالا وابسته به مسائل بزرگ فیزیک بسیاری در طول دهه ی گذشته ی این قرن بود. حداقل چهار دلیل برای علاقه ی شدید به بالا وجود دارد : یک علاقه ی علمی ذاتی و باطنی، طبیعت انتقال نظم و ترتیبی، (این به حدود جدا کننده ی دانشمندان و شیمی دان های مواد از طریق فیزیکدان های نظری و تجربی می رسد) ؛ کاربردهای بالقوه برای مواد ی که دردماهای بالاتر از ۷۷ کلوین (دمایی که نیتروژن مایع می شود) به عنوان ابررسانا عمل می کنند، کاربردهایی که می توان در سیستم های تلفن سلولی اعمال کرد، خطوط انتقال ابررسانایی، ماشین های MRI استفاده کنند از مغناطیس های بالا، میکروویو های استفاده کننده از مواد ابررسانای جدید، سیستم های ابررسانا/ نیمه رسانای هیبریدی؛ و در آخر پیدا کردن ابررسانای دمای اتاق.

برخی مشخصه ها و خواص ابررسانا های جدید عبارتند از اینکه آن ها سرامیک، و اکسید های ورقه ورقه می باشند که در دمای اتاق فلزات ضعیف و بی ارزشی هستند، و مواد متفاوتی برای کار کردن هستند. شامل کمی حامل بار در مقایسه با فلزات معمولی هستند، و خواص انیسوتوروپیک (Anisotropic) الکتریکی و مغناطیسی هستند که بطور قابل ملاحظه ای حساس به محتوای اکسیژن می باشند. در حالی که، نمونه های ابررسانای مواد ۱-۲-۳ ، Yba2Cu3O7 ، را یک دانش آموز دبیرستانی نیز می تواند در یک اجاق میکروویو تولید کند، کریستال های یکتای دارای درجه ی خلوص بالا برای تشخیص خواص فیزیکی ذاتی موادی که ساختن آن ها به طور خیلی زیادی سخت است، لازم است.

در ادامه ی یک دهه کار، یک وفاق عمومی بر سر این موضوع وجود دارد که رفتار تحریکات ابتدائی در پلین های (planes) ، Cu-O یک کلید برای درک خواص حالت عادی این ابررساناها ارائه می دهد، و اینکه آن خاصیت غیر حالت عادی شبیه به حالت عادی ابررساناهای معمولی و دمای پایین می باشند.

علاوه بر این، اساسا هیچ یک از خواص حالت ابررسانایی ، با خواص یک ابررسانای عادی یکی نیست، که در آن جفت کردنتئوری BCS در حالت خط واحد اتفاق می افتد و شکاف انرژی ذرات quasi در دماهای پائین و ایزوتپریک، هنگامی که یکی حول سطح فرمی حرکت می کند، محدود می باشد. علی رغم این حقیقت که چیزی نسبتا جدید و متفاوت نیاز است تا رفتار حالت عادی را درک کنیم، یک توافق و اجماع وجود دارد که تئوری BCS ، اگر بطور مناسبی تغییر یابد، یک توضیح راضی کننده برای انتقال به حالت ابررسانایی و خواص مواد در آن حالت، می دهد .

یک توافق تقریبی همچنین در رابطه با اجزای سازنده ی پایه ی لازم برای درک ابررساناهای دمای بالا وجود دارد. آن ها را می توان به صورت زیر خلاصه کرد :

عمل ابتدا در پلین های Cu-O رخ می دهد، پس در تخمین اول، برای متمرکز کردن هم توجه نظری و هم عملی روی رفتار تحریکات پلانار، و همچنین برای متمرکز کردن بر روی دو سیستم مطالعه شده ، سیستم ۱-۲-۳ (YBa2Cu3O7-m) و سیستم ۲-۱-۴ (La2-mSrmCuO4) ، کفایت می کند.

در دماهای پائین هر دو سیستم عایق های آنتی فرو مغناطیس می باشند با یک آرایه ی محلی +Cu2 که علامت آن در داخل شبکه متناوبا عوض می شود .

شخصی سوراخ هایی را بر روی پلین های Cu-O سیستم ۱-۲-۳ با تزریق اکسیژن ایجاد می کند، برای سیستم ۲-۱-۴ این کار با تزریق استرونتیوم انجام می گیرد. سوراخ های حاصل روی مقر پلانار اکسیژن ، با اسپین های نزدیک +Cu2 پیوند پیدا می کنند، و حرکت را برای دیگر اسپین های +Cu2 آسان می سازد، و در روند، نابود کردن همبستگی های AF طولانی برد در عایق.

اگر کسی حفره های کافی را ایجاد کند، سیستم حالات پایه ی خود را از یک عایق به یک ابررسانا تغییر می دهد.

در حالت عادی مواد ابررسانا ، اسپین های +Cu2 سیار، اما محلی یک مایع فرمی غیر مرسوم را تشکیل می دهند ، با اسپین های quasiparticle های نشان دهنده ی ارتباطات AF قوی، حتی برای سیستم های در سطح تخدیر که از حدی که ماکزیمم می باشد، تجاوز می کند ، موادی که با نام فرا-تخدیر شناخته می شوند. اگر چه هیچ توافقی بین تئوریسین ها بر سر این که چگونه یک توضیح نظریه ای دارای جزئیات برای curpate ها ارائه کنند. راهکرد هایی که برای اینکار امتحان شد، را می توان به از پایین به بالا- یا از بالا به پایین رده بندی کرد. در راهکرد از بالا به پائین، یکی مدلی را که از قبل وجود داشته را انتخاب می کند و راه حل هایی برای انتخاب های دیگر پارامترهای مدل را توسعه می دهد ، سپس تست می کند که آیا این راه حل به نتایج منطبق بر شواهد و تجربیات رسیده اند یا نه. در یک راهکرد از پائین به بالا، یک از نتایج تجربی آغاز می کند و تلاش می کند تا یک توضیح پدیده ای از یک زیر مجموعه از نتایج تجربی را بدست آورد. سپس چند آزمایش دیگر را متناسب با توضیح بدست آمده انجام می دهد ، با ترتیب میکروسکوپی برای هر آزمایش، تا اینکه به نتایج مورد انتظار از محاسبات و مشاهدات دست بیابد. و فقط آن وقت، بدنبال یک مدل همیلتونی که راه حلش ممکن است تئوری میکروسکوپی کامل را ارائه دهد، بگردد و جستجو کند. Jonh Bardeen از این راهکرد دوم برای کار کردن بر روی ابررساناهای عادی و مرسوم استفاده کرد ، و در دانشگاه اوربانا از روش و راهکرد او برای کار برروی ابررسانای دمای بالا استفاده کردند.

+ نوشته شده توسط مدیر در دوشنبه ۱۸ اسفند۱۳۹۳ و ساعت |
عده اندکی از سازنده‌ها در بازار مسکن حاشیه تهران سعی دارند تا با تبليغات درباره پروژه‌های مسکونی ایده‌آل، متقاضیان بازار مسکن در داخل تهران را به‌منظور سکونت در اطراف تهران به‌عنوان «مصرف‌کننده» یا «سرمایه‌گذار» دعوت کنند.

به گزارش دنیای اقتصاد، امکانات تفریحی و امنیتی از یکسو و همچنین تعیین شرایط پرداخت مبلغ خرید به‌طور اقساطی از دلایل اصلی موفقیت برخی از این پروژه‌های مسکونی است.

در همین حال یک مجتمع مسکونی که در نزدیکی فاز یک شهرک اندیشه در حال تکمیل ساخت‌و‌ساز است، از سوی مسوولان فروش این پروژه، به بازار فروش معرفی شده است که ارزش پیشنهادی هر متر مربع این واحدها بین یک میلیون و 420هزار تومان تا یک میلیون و 490 هزار تومان برآورد شده است. مجتمع مسکونی مذکور دارای 6 طبقه و هر طبقه از 24واحد مسکونی در چند بلوك برخوردار است.

متراژ واحدها برای جلب نظر هر خریداری از لحاظ قدرت مالی بین 58 تا 145 متر مربع یعنی 58، 62، 70، 88، 120 و 145 متر مربع است.

بازه قیمتی که برای هر متر از این واحدها در نظر گرفته شده به این شرح است: واحدهای 58 و 62 متری یک میلیون و 490هزار تومان، واحدهای 70 و 88 متری یک میلیون و 455 هزار تومان و در آخر واحدهای 120 و 145 متری یک میلیون و 420 هزار تومان.

طبق گفته نماینده فروش واحدهای این مجتمع مسکونی، قیمت‌های پیشنهادی فروش اعلام شده مربوط به واحدهای طبقات اول است که با افزايش هر طبقه، به قیمت پیشنهادی فروش واحدها، 25 درصد اضافه می‌شود.
اولین مرحله واگذاری واحدها، تابستان سال آینده پیش‌بینی شده است.

برای مثال: خریدار واحد 70 متری که قیمت پیشنهادی فروش آن برای هر متر مربع یک میلیون و 455 هزار تومان عنوان شده است باید 24 میلیون تومان را در ابتدای قرارداد و 4 قسط 8 میلیون تومانی را در ازای هر 45 روز (یک ماه و نیم) و 10 میلیون و 800 هزار تومان را در زمان تحویل واحد پرداخت کند و ناگفته نماند که کلیه واحدها از 35 میلیون تومان وام خرید هم بهره‌مند هستند.
مرحله بعدی واگذاری تعدادی از واحدها برای سال 95 در نظر گرفته شده است که شرایط خرید برای متقاضیان همچون خریداران دسته اول است، با این تفاوت که متقاضیانی که واحدهای خود را در سال 95 تحویل خواهند گرفت، اقساط خود را در مدت 105 روز (3 ماه و نیم) پرداخت می‌کنند.

امکانات رفاهی و امنیتی این مجتمع مسکونی عبارتند از: دو سالن ورزشی (استخر، سونا، جکوزی و ایروبیک)، سالن همایش، 6000 متر مربع محوطه‌سازی و فضای سبز، نگهبانی به همراه دوربین مداربسته در مشاعات، نمای کلاسیک با نورپردازی حرفه‌ای.

از طرف دیگر همه واحدها از پارکینگ و انباری برخوردار هستند اما متقاضیان برای پارکینگ‌ها باید مبلغ 5 میلیون تومان به طور اجباری پرداخت کنند؛ زیرا پارکینگ در سند واحدها ذکر شده است، اما خرید انباری اختیاری است که 2 میلیون تومان ارزش هر انباری است.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: وضعيت قيمت ملك در اطراف تهران
+ نوشته شده توسط مدیر در پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ و ساعت |
روزی که بختیار در گوشه‏‌ای از تهران حاضر شده بود که آهن گداخته را از دست شاه ایران بگیرد و در جست‌وجوی نام، شمشیر در هوا بچرخاند و حلقه معتمدی برای نجات سلطنت تشکیل دهد؛ شاید نمی‌دانست تا فرود هواپیمای«حلقه پاریس» یا بازگشتگان از نوفل‎لوشاتو و «سازندگان حکومتی جدید»، به‌همراه رهبر انقلاب، بر زمین تهران، ١٧روز بیشتر باقی‌نمانده. 

به گزارش شرق، ٢٣دی‏ماه ١٣٥٧، نخستین‌روز نخست‎وزیری بختیار در دوران آشوب بود و پرواز انقلاب، روز ١٢بهمن در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست و در کنار مسافر اصلی آن-امام خمینی- سیداحمد خمینی که بعدها طباطبایی به نقش فراموش‌شده او در انقلاب اشاره می‌کند، سیدصادق طباطبایی، ابراهیم یزدی، صادق قطب‏‌زاده، ابوالحسن بنی‏‌صدر، حسن حبیبی، جلال‌‏الدین فارسی، مصطفی چمران و... همراه بودند. چندنفری که بعدها در صف نامزد اولین رییس‌جمهوری ایران قرار گرفتند؛ اگرچه بعضی از این مسافران، در آینده سیاسی خود بی‌‏شباهت به یکدیگر بودند و تا حد زیادی از هم دور. 

اما در این میان، عده‏‌ای چون طباطبایی چندان شور و هیجانی برای جلب‌توجه به‌کار نبرده‏ بودند؛ اگرچه در اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، او یکی از ٩٦نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری بود که ٥٠هزار رای در صندوق داشت؛ رایی که شاید مردم عادی به‌دلیل ظاهر متفاوت صادق، سهمی هرچند نامشخص در آن داشتند. جدای از او ابوالحسن بنی‌صدر، احمد مدنی، داریوش فروهر، صادق قطب‌زاده، حسن حبیبی، کاظم سامی، حسن آیت، صادق خلخالی، محمد مکری، صفرعلی خلیلی، ازجمله نامزدهای اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران بودند. 

طباطبایی بعد از مشخص‌شدن نتایج آرای اولین انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران و غروب دولت موقت، مسیر دیگری را در سیاست پیش می‏گیرد؛ او از سپهر سیاسی ایران تا زمان جنگ ایران و عراق دور می‎شود و فعالیت سیاسی و اجرایی را کنار می‌گذارد. او به ماهنامه «اندیشه پویا» می‏‌گوید: «خیلی توی ذوقم خورده بود. آنچه را سر مهندس بازرگان آمد. شیوه اداره کشور بعد از دولت موقت با سازوکار مدیریتی ما سازگار نبود.» او همیشه به مهندس بازرگان احترام می‏‌گذاشت و گاه با بازرگان قیاس می‌شد. طباطبایی در جلد اول خاطرات خود از دیدارش در سال١٣٤٧، با دکتر بهشتی در هامبورگ می‏‌نویسد که آیت‌الله بهشتی به او می‏‌گوید «ما در کشورمان به چهره‌هایی نظیر مهندس بازرگان نیاز داریم که با علوم و فنون روز آشنا باشند و از نظر عقیدتی پخته باشند، این استعداد را من در شما می‏‌بینم و دلم می‌خواهد شما را مهندس بازرگان دوم ببینم.» بالاخره بعد از ٢٧٥روز با غروب دولت موقت، زمان عزلت‏‌گزینی از سپهر سیاسی برای طباطبایی نیز فرا رسیده بود. 

 فرود هواپیمای انقلاب

بالاخره پرواز انقلاب بر زمین تهران فرود آمد؛ پروازی مهم و سرنوشت‌‏ساز. صادق طباطبایی درباره این پرواز می‌‏نویسد: «وقتی هواپیما به پرواز درآمد، در دل همه ما شور و ولوله عجیبی بود. بعضی‌ها سال‌ها بود به ایران نیامده بودند و من دوازده‌سال بود که از ایران دور بودم. در هواپیما جنب‏‌وجوش خاصی بود.» اما امام آرام بود. برای همین وقتی آقای محتشمی به قسمت بالای هواپیما، محل استراحت امام، آمد و یادداشتی به امام داد و گفت «نقل است که به هنگام دلهره و اضطراب این دعا خوانده شود و پایین رفت. بعد از رفتن ایشان، امام آن یاداشت را بدون آنکه به آن نگاه کنند، تاکرده و زیر پتوی خود گذاشته و نشان دادند که چقدر اضطراب و التهاب دارند؛» اضطرابی که در ذهن حاضران با استقبالی باشکوه از مسافران هواپیما به لحظات تاریخی و به‌یادماندنی‌ای بدل شد: «هیچ‌گاه فراموشم نمی‌شود. گویی فضا در ذهن من چیزی نبود که با چشم می‏دیدم، مثل یک رویا بود.» بعد از رسیدن پرواز انقلاب به تهران، طباطبایی با مینی‏‌بوس شماره٩، به‌همراه برادر کوچک‌ترش عبدالحسین، مهندس فریدون سحابی، دکترحسن حبیبی و چندنفر از دوستانش در حسینیه ارشاد به‌دنبال ماشین بلیزر-حامل امام- به‌سمت دانشگاه تهران می‌روند، اما در میان راه متوجه می‌شوند امام در بهشت‏زهرا سخنرانی می‌کنند و آنها از رفتن به بهشت‏زهرا در میان ازدحام جمعیت منصرف شده و به منزل برادر دیگر خود مرتضی می‌روند تا دیداری تازه کنند. 

در مسیر هدف

دکتر علی‏اکبر صادقی، استاد حقوق دانشگاه شهیدبهشتی در مقدمه خاطرات سیاسی، اجتماعی طباطبایی می‌‏نویسد: «باری نخستین‌فرزند از نخستین‌داماد و نخستین‌دختر مرحوم آیت‌الله صدر، پسری بود که بعدها عنوان نخستین‏های افتخارآمیز دیگری را هم در دانش و هنر و بسیاری از ارزش‌های انسانی حایز گردید. نسبتی که این نوباوه نوای خاندان صدر و سلطانی از پدران و اجداد ارجمند خود داشت، استعدادی شگرف در او گذاشته بود که از همان ابتدا در ناصیه‎اش درخشان و مشخص بود تا آن زمان که به سن آموزش رسید و در مدرسه باقریه قم ثبت‌نام شد. کلاس‌های دبستان را یکی پس از دیگری - و حتی دوکلاس در یک‌کلاس- و با سرآمدی بر همگنانش به پایان برد و به دبیرستان دین و دانش رفت که در همان سال توسط مرحوم دکتربهشتی تاسیس شده بود.» او در سال آخر از این‌دبیرستان به‌دلیل علاقه به رشته علوم‌طبیعی راهی دبیرستان حکمت می‌شود و بعدا برای ادامه‌تحصیل در رشته شیمی قصد سفر به آلمان می‌کند.  او در زمانی نزدیک به ٥٠سال حضور در سپهر سیاسی ایران به‌عنوان روحانی‏زاده، دانشجوی ایرانی، فعال سیاسی، بنیانگذار انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، آمریکا و کانادا و دبیر روابط بین‌الملل آن سازمان، همکاری با فصلنامه ارگان «مکتب مبارز»، نشریه «قدس» و «کرامه» در دوران دانشجویی، همکاری با «کمیته فلسطین» انجمن اسلامی، عضو سابق نهضت آزادی ایران، رفیق ملی‏-مذهبی‏ها، روشنفکر انقلابی کلاسیک، مترجم کتاب‌های انتقادی نیل پستمن با عنوان«تکنوپولی» و «زندگی در عیش، مردن در خوشی» و معتمد امام و «محرم اسرار انقلاب» حضور مداوم دارد اما بدون جنجال. 

انتصاب مهندس بازرگان

اعلام نخست‏وزیری بازرگان و پایان‌گرفتن دوران ٣٧روزه بختیار فرا رسیده بود. مردم بختیار را یادگار وفادار مصدق ندیدند. اما بازرگان را دیدند، طباطبایی در جلد سوم خاطرات خود می‏نویسد: «یادم هست که عصر یکشنبه ١٥بهمن بود که آقای فریدون سحابی تماس گرفت و گفت فردا ناهار همه دوستان در منزل مهندس بازرگان جمع هستند. شما هم به آنجا بیایید. من و آقای حبیبی و آقایان قطب‏زاده و کریم‏پناهی رفتیم، حدود ٤٠‏، ٥٠نفر در آن جلسه بودند. کادرهای بالای نهضت آزادی و افرادی که در انقلاب صاحب چهره و نقش بودند. در این‌جلسه به افرادی برخوردم که برخلاف انتظار من دارای روحیه‏ای بسیار تند و انقلابی بودند، به‌طوری که به دفعات نگاه پرس‏وجوگر من، با دکتر حبیبی و دکترخداپناهی تلاقی می‌کرد.» قرار بود حکم انتصاب نخست‏وزیر همان‌روز در مدرسه رفاه به مهندس بازرگان ابلاغ شود. «اگرچه عده‏ای از کادر مرکزی نهضت آزادی موافق نبودند که آقای بازرگان ریاست دولت موقت را برعهده بگیرد. با این استدلال که الان شرایط بسیار پیچیده و بحرانی است. عده‏ای معتقد بودند که آقای مهندس بیشتر وقت خودش را صرف ارتقای فکری و سیاسی مجموعه جریانات جامعه کند. عده‏ای نیز دلیل مخالفت ورود نهضت آزادی را در کارهای اجرایی به گفته و نظر آیت‏الله طالقانی مستند می‌کردند.»

 طباطبایی در بخشی از خاطراتش می‏نویسد: «من علی‏رغم اینکه به نهضت آزادی سمپاتی داشتم اما خیلی راحت درباره آن اظهارنظر می‌کردم. در نجف وقتی با امام دیدار داشتم، در دیداری که نیمه‌دوم سال١٣٥٧ بود، بحث کشیده شد به مسایل ایران. من در آنجا گفتم دوستان ما در خارج از کشور، حتی آنهایی که با نهضت نزدیک هستند از آقای بازرگان گله‏مندند و بعضی از اظهارنظرهای ایشان را نمی‏پسندند. امام گفتند مساله آقای بازرگان را به من محول کنید. مبادا در انجمن‌ها به ایشان توهین بشود. ایشان بسیار مورد احترام قرار بگیرند و مورد اعتماد آقایان باشند و آن‌گله‌ها مساله‏ای نیست.» طباطبایی خود به مهندس بازرگان ارادت داشت و برای همین وقتی در نخستین سفر خارجی نخست‏وزیر به‏منظور شرکت در جشن استقلال الجزایر در پاسخ شوخی ای که گفته شد: «مهندس چگونه با این همه دشمن و مخالف تهران را رها کرده» او با صدای بلند پاسخ داد: «تا من هستم خیال مهندس بازرگان راحت است.» بعدها طباطبایی پیوند تشکیلاتی خود را با نهضت آزادی قطع کرد اما دوستی‏اش کمرنگ نشده و گعده‌های دوستانه به ‏راه بود. 

رفراندوم را هرچه سریع‌تر برگزار کنید

وقتی مهدی بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت شد، با هماهنگی امام (ره) و به جهت رفاقت دیرینه‌اش با مرحوم مهدی بازرگان، طباطبایی به وزارت کشور رفته و نخستین معاون سیاسی - اجتماعی وزارت کشور شد. ٣٦ساله بود که مسوولیت رفراندوم تاریخی «جمهوری‌اسلامی؛ آری یا نه» را در ١٢فروردین٥٨ برعهده گرفت و برگزار کرد. او پیش از برگزاری این رفراندوم تاریخی به‌همراه چندنفر از دست‌اندرکاران ستاد مرکزی رفراندوم حضور امام (ره) رسیدند تا از مشورت‌های امام (ره) بهره بگیرند. «به قم رفتم و اوضاع نامساعد را که منظور وزیر کشور-دکترصدر حاج سیدجوادی- بود برای ایشان شرح دادم و ضمنا گفتم آقا، حالا که دنیا، شما و رهبری شما و این انقلاب به این عظمت را پذیرفته و به رسمیت شناخته‏ است چه نیازی به رفراندوم داریم؟ من مطمئن هستم که اگر شما «جمهوری‌اسلامی» را به‌عنوان نظام سیاسی کشور اعلام کنید، هم مردم ما و هم مردم دنیا آن را خواهند پذیرفت. ایشان در جواب گفتند شما الان نمی‏فهمید. ٥٠سال دیگر خواهند گفت با سوءاستفاده از احساسات مردم، نظام موردنظر خود را بر مردم تحمیل کردند. نه، حتما باید رای‏گیری شود و دقیقا تعداد موافق و مخالف معین شود.» تقریبا اواسط اسفندماه٥٧ بود که از قم با تلفن دکترصدر حاج سیدجوادی به‌همراه دکترحسن حبیبی به دیدن ایشان می‌روند و معاونت سیاسی- اجتماعی به طباطبایی و معاونت اداری- عمرانی به دکترحبیبی واگذار می‌شود و هردو در همان روز کار خود را شروع می‌کنند. بعد از سه، چهارروز به سبک انجمن اسلامی، ستاد برگزاری رفراندوم را در وزارت کشور تشکیل داده و از طریق حاج احمدآقا با روحانیون سرشناس مراکز تماس می‏گیرند تا در همه استان‌ها هماهنگی ایجاد شود و آیین‌نامه اجرایی رفراندوم تدوین و به دولت و به شورای انقلاب برای تصویب فرستاده می‌شود. 

تدوین پیش‌‏نویس قانون‌اساسی

صادق طباطبایی با لحن طنز می‏نویسد «روزی با دکترحسن حبیبی در یکی از قهوه‏‌خانه‌های پاریس نشسته بودیم. من به او گفتم «شیخنا»، مثل اینکه رفته‌رفته قضیه جدی می‌شود، بوی الرحمن شاه بلند شده است و به‌زودی باید حلوایش را بپزیم! خب برای اداره کشور باید یک بحث جدی بشود و تدارکاتی باید فراهم کنیم، یک مرتبه غافلگیر نشویم. آقای حبیبی گفت مهم‌ترین چیزی که امام باید در فکرش باشد قانون‌اساسی حکومت آینده است.» طباطبایی و حبیبی با هم قرار می‎گذارند که با امام در این رابطه صحبت کنند. در وقتی دیگر، بعد از نماز مغرب و عشا، با امام در رابطه با این موضوع صحبت کرده و امام به حبیبی می‎گویند که «شما یک فکری بکنید. با دانش و اطلاعات حقوقی و نیز آگاهی که از قوانین کشورهای آزاد دارید، خودتان مطالبی که فکر می‌کنید، لازم است را تنظیم کنید. آقای سلطانی هم هستند، اگر احتیاج به آرای فقهی دارید از ایشان استفاده کنید.» بعد دکترحبیبی پیش‌نویس قانون‌اساسی را آماده می‌کند و قبل از دادن این متن به امام، دکتر حبیبی به طباطبایی می‎گوید که من در رابطه با حقوق ملت در اسلام چیزی ندیدم. تصمیم می‌گیرند با پدر طباطبایی-آیت‌‏الله سلطانی- در این زمینه مشورت کنند. آیت‌‏الله سلطانی می‏‌گوید که شما وارد نیستید و در اسلام «حقوق الناس» یا همان حقوق ملت‌ها را داریم، با استفاده از این رهنمود، این موارد نیز اضافه می‌شود و این پیش‌نویس به امام داده می‌شود. بعد از آماده‌شدن این پیش‏نویس در سه نسخه تهیه می‌شود.  بعد از آن یک پیش‌نویس دومی بعد از رفراندوم جمهوری‌اسلامی- فروردین ١٣٥٨- یعنی زمانی که امام به قم عزیمت کردند، نوشته می‌شود. دکترطباطبایی می‏‌نویسد: «چندروز قبل از برگزاری رای‏گیری در سفر به قم به احمدآقا گفتم مردم اطلاعات زیادی از قانون‌اساسی ندارند، به‌خصوص مطالب زیادی این طرف و آن طرف نقل می‌شود... قرار شد در سه‏، چهار برنامه زنده پیش‎نویس اولیه را برای مردم تشریح کنیم. حضور امام رسیدیم و این موضوع را مطرح کردیم، ایشان گفتند خیلی خوب است و توصیه کردند که با شورای انقلاب هماهنگ بشود. یک تذکر هم دادند که در بحث تلویزیونی عنوان کنید که جمهوری‌اسلامی با حکومت اسلامی فرق دارد.» بعدا طباطبایی ادامه می‌دهد «احمدآقا از قم با شورای انقلاب تماس گرفت. فردا صبح من به منزل دکتر شیبانی رفتم، جلسه تمام شده بود ولی چندنفری هنوز نشسته بودند؛ از جمله آقایان مهدوی‏کنی، خامنه‏ای، موسوی اردبیلی و دکترشیبانی.  

موضوع بحث و موافقت امام را مطرح کردم. از پیش‌نویس قانون‌اساسی که دست من بود نسخه‏ای هم به شورای انقلاب داده شده بود. آقای حبیبی به پیشنهاد امام دکترکاتوزیان و دکترمیناچی را جمع کرده بود تا با هماهنگی دولت و شورای انقلاب به بررسی مجدد پیش‏نویس پرداخته و مورد رسیدگی نهایی قرار دهند. وقتی این تعبیر را به کار بردم که می‌خواهیم قسمت‌هایی از قانون‌اساسی را به اطلاع مردم برسانیم، آیت‏الله مهدوی‏کنی رو کرد به حاضران و گفت: معلوم می‌شود که نسخه دیگری دست آقایان است که به ما نداده‏اند. من از این حالت نوعی دوگانگی را در دل ایشان نسبت به دولتمردان احساس کردم و خیلی رنجیده شدم. گفتم: خیر، این نسخه همان است که نمونه‏اش دست شماست، همان نسخه‏ای که امام هم تایید کردند و به آقایان مراجع، آقای گلپایگان، آقای نجفی و آقای منتظری دادیم و آنها هم نظراتشان را ‏داده‏اند.»

 خداحافظی طولانی

طباطبایی، نامزد ریاست‏جمهوری بود و پس از رای‌نیاوردن در انتخابات ریاست‌جمهوری، از فضای سیاسی ایران دور شد و دیگر کمتر کسی از او خبری داشت تا آنکه در گرماگرم جنگ ایران و عراق بار دیگر نام طباطبایی بر سر زبان‌ها افتاد. او در این مقطع در آلمان زندگی می‌کرد و چندبار به‌دلیل مشکلات ایران به درخواست دولت برای ایران اسلحه و ماسک‏های ضدشیمیایی تهیه کرده بود. ولی در یک مورد خرید سلاح، حرف و حدیث‌های بسیاری درباره تعداد سلاح‌ها منتشر شد که مایه ناراحتی و دلخوری صادق طباطبایی شد، که بعد از انتشار اسناد فوق‏محرمانه از این اتهام تبرئه شد. اما این اتفاق چنان کام او را تلخ کرده بود که تا سال‌ها- سال٨٨ - در این‌باره علاقه‏ای به سخن‌گفتن نداشت. سکوت طباطبایی طولانی بود و کمتر در فضای سیاسی دیده می‌شد. اگر حرفی هم می‌زد بیشتر درباره امام موسی‌صدر و امام‌خمینی و انقلاب بود. صادق طباطبایی در تمامی این سال‌ها سکوت کرد تا آنکه در سال٨٨ او تلویحا از محسن رضایی حمایت کرد و درنهایت دبیر مجمع‌تشخیص‌مصلحت‌نظام طی حکمی، عضو بیت امام را به‌عنوان رییس ستاد ایرانیان خارج از کشور و عضو شورای برنامه‌ریزی راهبردی خود منصوب کرد.  

کاری برای آینده

طباطبایی از عمر سیاسی خود ناگفته‌های زیادی داشت. او می‏گفت: «هنوز آنقدر مطلب و تحلیل نانوشته و پاسخ‏های ناشنیده به ابهامات و سوالات دیگران در ذهن دارم که حالا‏حالاها می‎شود گفت و نوشت.» خاطراتی که بخش‌هایی از آن را در کتاب خاطراتش و بخش‌هایی را در گفت‌وگو با روزنامه‌ها و مجلات بیان کرده است؛ کتابی که تابه‌حال سه‌جلد از آن منتشر شده و با بازتاب‌ها و اظهارنظرهای موافق و مخالف و گاه نقدهایی درباره محافظه‏کاری نویسنده روبه‌رو شده است. خودش درباره خاطراتش گفته‌ است: «انگیزه و محرک اصلی من در نگاشتن این خاطرات، مرحوم حاج‌احمد‌آقا بودند و امام هنوز در آن زمان زنده بودند. در گفت‌وگوهایی که با ایشان داشتم، می‌گفتم که درباره فلان موضوع به این صورت بوده و ما می‌دانیم و حاج‌احمدآقا می‌گفتند که خب شما این موضوع را اطلاع دارید و بروید بگویید. می‌گفتم همین‌طور که نمی‌شود گفت. ایشان می‌گفتند این خاطرات و مسایل را مکتوب کنید. بعضی از این مطالب را نوشتم و برخی را ننوشتم و برخی را هم که نوشتم به سرقت رفت!» برای همین در مقدمه کتاب می‏نویسد: «تا آنجایی که به‌خاطر دارم.» اما هنوز کسی نمی‌داند آیا «صادق طباطبایی» پیش از فوت، فرصت این را داشته که ابهامات را برطرف و دو جلد بعدی کتابش را آماده چاپ کند یا نه. 

برگ‏هایی مهم از خاطرات طباطبایی

او در مجموعه خاطرات خود می‏نویسد: «در سفری که سال١٣٤٨ به‌مدت یک‌هفته به نجف رفته بودم، اواسط طرح بحث ولایت‌فقیه از سوی امام بود. پس از بازگشت به آلمان سمیناری داشتیم در شهر هانوفر که یک سمینار ایدئولوژیک بود. در آن سمینار دکترحبیبی هم آمده بودند. ایشان پرسید که حال آقا چطور بودند؟ گفتم پا توی یک کفش کرده‏اند که الاوبلا حکومت اسلامی! شوخی هم با کسی ندارند»؛ نکته‏ای مهم که طباطبایی، به نقل کلیت آن بسنده کرده که اگر این کلی‏گویی نبود، پاسخی مهم به ابهام خیلی از پرسشگران بود. یا نقل می‌کند دکترشریعتی فوت کرده بود و ماجرای «مراسم غریبانه شریعتی» را نقل می‌کند که پیام‏های تسلیت زیادی به‌سوی امام ارسال شده بود. امام متن تلگرافی را آماده کردند و در اختیار من و دکتر یزدی گذاشتند که پیام‏ها پاسخ داده شود «از مجموع سخنان امام، من احساس می‌کردم ایشان نسبت به دکترشریعتی آن نظری که اکثر روحانیون غیرمبارز و رجعت‏گرا داشتند را نداشتند. برعکس یک‌عنایتی از طرف امام نسبت‌به دکترشریعتی احساس کردم. این همان موضعی است که شهیدبهشتی در مدرسه حقانی خطاب به طلاب و در پاسخ به اظهارات آقای مصباح‏یزدی بیان کرده بودند. این کلمه «فقد» {در متن تلگراف} برای ما کافی بود تا علیه آن گروه موسوم به «ولایتی‌ها» که علیه شریعتی جنجال راه می‏انداختند، موضع‏گیری کنیم.»


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: نقش‌های صادق طباطبایی در تحولات انقلاب
+ نوشته شده توسط مدیر در پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ و ساعت |
ابتکار در گزارشی نوشت:

خبر آمد، خبری در راه است. خبرهایی که تلخ بودند، زمانی که همان ها شیرین های دیروزمان را رقم زدند. خبر ترک تحصیل یکی از کودکان ساده روستایی دیروز که به خاطر پخش شدن فیلمش، مجبور به ترک تحصیل شده بود. خبر و مصاحبه مفصل با وی منتشر شد. اما مقصد و منظور ما نه پرداختن به وی است و نه حکایت زندگی اش که همه به خوبی می‌خوانیم و می‌دانیم. فیلم ها به دست مان می‌رسد، به آنها دامن می‌زنیم و شاخ و برگ می‌دهیم. عده ای بر این باور هستند که بد هم نیست، کمی بخندیم و دور هم باشیم اما عده ای دیگر می‌گویند که نه! از اصل و اساس این کار اشتباه است. اما... حکایت ماندنی است و تمامی ندارد. فیلم هایی که شاید روزی هم از ما منتشر شود و دست به دست در فضای مجازی بچرخد.

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

باز هم یادمان نرفته است. همین چند سال پیش بود که فیلم هنرمندی که در نقش دختری با ایمان و معتقد در سریال های ماه مبارک رمضان ظاهر شده بود، حتی در گوشه کوچه و خیابان هم فروخته می‌شد. با وقاحت تمام دست فروشان فیلم ها، آن را به عنوان داغ ترین سوژه روز به قیمتی ارزان می‌فروختند. ناگفته نماند که پول خوبی هم به جیب زدند. همان دختر مومن و معتقد با همان چند دقیقه فیلمی که از وی منتشر شد، به راحتی از چشم همه افتاد. تا جایی که مجبور به ترک کشور خود شد. سایه سنگینی که تا عمر دارد، بر سرش افکنده شده است. شاید برای شما هم اتفاق بیافتد.

فکرت را در لباسشویی بشور

فرنود اما از آن بچه های شیرین زبانی بود که در مقابل دوربین تلویزیون در برنامه خاله شادونه ظاهر شد. وقتی از او پرسیدند که چه کاری را خودت انجام می‌دهی، این کودک شیرین زبان واقعیت را در عالم کودکانه خود پاسخ داد. اما به این فکر نمی‌کرد که مجری برنامه آنقدر هول برش دارد که برای پوشاندن حرف حقیقت وی واکنش نشان دهد و در پاسخ کلمه ای را بگوید که اگر نمی‌گفت، بهتر بود. «وای ماشین لباسشویی را خودت روشن می‌کنی؟ نه، نه، کار خطرناکی است» و بعد در مصاحبه هایش عنوان کند که «بله. من بیننده را به شک انداختم و خیلی ها پیش خودشان گفتند که خب اشتباه شنیدیم اما آنها درست شنیده بودند. همواره ممکن است یک کودک جمله ای بگوید که بر خطرناک بودنش واقف نیست و ما باید توان جمع کردن قضیه را داشته باشیم.» تاکید می‌کنم: حرف های خطرناک! آیا واقعا صداقت یک کودک حرف خطرناک است؟ اما جالب این بود که همان صفحه فرنود راستگو این روزها، هزاران هزار لایک خورده و بازدیدکننده دارد. نظرات مختلفی هم در این زمینه رد و بدل می‌شود که در جای خود بسیار خواندنی است. همانند نظری که مادری منتشر کرده و گفته من هم بچه های همسن و سال فرنود دارم. به آنها یاد داده ام وقتی به دستشویی می‌روند، کار شخصی خود را خودشان انجام دهند و از اینکه این کار را در جمع عنوان کنند، بسیار خوشنود می‌شوم و در کنار این نظر، مخاطبان دیگری گفته اند: حال ماشین لباسشویی چطور است؟ یعنی سوژه شدن ماشین لباسشویی بسیار چشمگیرتر از سوژه فرنود بوده است.

مستر دوشواری

ویدئوها دست از سر ما برنمی دارند. هر روزه شاهد پخش ویدئوهای مختلف در گروه های سنی مختلف هستیم. پیر و جوان نمی‌شناسد. حکایت سوتی های رسانه ملی است که در قالب راش به آرشیو تحویل داده می‌شود. مصاحبه شوندگانی با لهجه های مختلف. همانند همان ویدئویی که بسیار سر و صدا به پا کرد. پیرمردی که با همان لباس ساده خانگی در گودالی ایستاد و گفت: ما اینجا هیچ مشکلی نداریم. ما دوشواری نداریم. صفحات مختلف ساختند. مستر دوشواری برای خودش سر و صدایی به پا کرد. وی را با شخصیت های معروف دیگر تلفیق کردند و از دوشواری آهنگ ها و جوک ها ساختند. در نهایت چه شد؟

مدرسه رفتن خوشحالی دارد؟

در آستانه بازگشایی مدارس بود. گزارشگر سراغ شاگرد دبستانی می‌رود. از وی می‌پرسد: چه حسی داری؟ و کودک در سادگی تمام پاسخ می‌دهد: هیچ حس خاصی ندارم. گزارشگر می‌پرسد: آیا خوشحال نیستی؟ می‌گوید: نه! چرا باید خوشحال باشم؟ وقتی که صبح ها مجبورم ساعت 6 از خواب بیدار شوم و به مدرسه بیایم، این خوشحالی دارد؟ خب پاسخ، پاسخی ساده و کودکانه است ولی حالا باید دید که این پاسخ صادقانه، گریبان این شاگرد را هم خواهد گرفت؟

حرف ها و باورها

دکتر افشین بهادری، دکترای روانشناسی بالینی در پاسخ به این سوال که سوتی های کودکانه چه تاثیری می‌تواند در بزرگسالی فرد داشته باشد، می‌گوید: اول از همه به کودک، احساس حقارت و عدم شایستگی می‌دهد. کودکان در سن 6 تا هفده یا هجده سالگی، حس خودپنداری پیدا می‌کنند. وی در ادامه می‌افزاید: سن کودکی و نوجوانی از مهم ترین سن برای شکل گیری شخصیت بزرگسالی انسان هاست. اگر این حس مثبت باشد، حس خودپنداری در فرد ایجاد می‌کند و شخص را به باور مثبت می‌رساند و بالعکس. به این نکته توجه داشته باشید که این صحبت ها به باور فرد تبدیل می‌شود. این روانشناس بالینی تاکید می‌کند: خانواده توجه داشته باشند؛ وقتی که به کودکی می‌گویند من مطمئنم تو هیچی نمی‌شوی و این حرف را بارها برایش تکرار می‌کنند، در واقع به او باور می‌دهند. باید به کودک باورهای مثبت را القاء کرد که نسبت به خود حس خوبی پیدا کند.

سکانس آخر...

پلان اول- تصویری از خانم بازیگر دیده نمی‌شود. وی سی دی منتسب به خود را دایم در دستگاه می‌گذارد و نگاه می‌کند. خاطرات تلخی که از طرف سوءاستفاده گران برای او ساخته شده است. پلان دوم- شاید کمی بعدتر، فرنود نسبت به به این کار خود حس خوبی نداشته باشد. از نگاه کردن به ماشین لباسشویی واهمه داشته باشد چرا که او را یاد یک روز کودکانه می‌اندازد که در میکروفون برنامه خاله شادونه حرفی کودکانه می‌زند. احتمالا باورش شده است که حرف هایش را همه به سخره می‌گیرند. هنوز آنقدر بزرگ نشده که ببینیم چه خواهد شد. پلان پایانی- پدربزرگ با ابهت قصه دوشواری ما، بارها فیلم خود را مرور می‌کند. برای حرف هایی که از روی صداقتش زده است.

مرور تمام لحظات شادی که برای ما رقم زده است. همه لحظاتی که با کلمه دوشواری برای خود خاطراتی ساختیم. مرورش کردیم و خندیدیم. اما چه خواهد شد؟حرف ها آنقدر عمق دارد که تاثیری چندین و چند برابر بر قلب و روح آدم می‌گذارد. این داستان پایانی ندارد به دلیل بروز وسایل نوظهور ارتباط جمعی و فرهنگ استفاده از آن که باید دید می‌توانیم به آن دست یابیم و سرنوشت پسرکی هول و پراسترس را با آن به دلخواه خود رقم نزنیم یا خیر؟!

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: کلیپ‌هایی که آینده سوژه‌هایشان را تهدید می‌کنند
+ نوشته شده توسط مدیر در پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ و ساعت |
تصور کنید هر کسی بتواند در هر نقطه‌ای از دنیا که می‌خواهد زندگی کند. با این حساب خیلی محتمل است کشورهایی که به دلیل شرایط‌شان کشورهای مهاجرپذیری هستند، پرجمعیت‌تر و کشورهایی که روند پیرشدن در آنها بالاست و در عین حال شرایط خوبی برای مهاجرپذیری ندارند، از جمعیت جوان و مولد بیش از پیش خالی بشوند.

به گزارش دنیای اقتصاد، کشورهای کانادا، بریتانیا، ایالات متحده آمریکا، اسپانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، کره جنوبی، لهستان و اوکراین از جمله کشورهایی هستند که بیش از دیگر کشورهای دنیا روند پیر شدن جمعیت در آنها سریع است. برخی از کشورها به دلیل داشتن شرایط مناسب برای مهاجرپذیری و باقی ماندن جوانان، به لحاظ شاخص‌های پتانسیل خالص مهاجرت، پتانسیل خالص جذب مغزها و پتانسیل خالص مهاجرت جوانان، مثبت هستند. موسسه گالوپ این اطلاعات مهاجرت را از نزدیک به 520 هزار فرد بالغ در 145 کشور دنیا به دست آورده است. این اطلاعات بین سال‌های 2010 و 2012 به دست آمده است. موسسه گالوپ در این زمینه سه شاخص تعریف کرده است: شاخص پتانسیل خالص مهاجرت، شاخص پتانسیل خالص جذب مغزها و شاخص پتانسیل خالص مهاجرت جوانان. 

بهترین مقاصد مهاجرت با جمعیت سالخورده

بر‌اساس بررسی‌های موسسه گالوپ، کشورهای ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، کانادا، فرانسه و آلمان در وضعیت مثبتی قرار دارند که نشان می‌دهد در این کشورها بیش از آنکه جوانان بخواهند کشور را ترک کنند، جمعیت جوان وارد می‌شود. در واقع جوانان بیشتر تمایل دارند به این کشورها مهاجرت کنند تا اینکه از آنها خارج شوند. 

براساس نتایج به دست آمده، کانادا برای جمعیت مهاجر تحصیل کرده به مراتب جذاب‌تر از ایالات متحده آمریکا است. این می‌تواند دست دولت کانادا را برای اینکه بیش از گذشته بر زبان و مهارت‌های شغلی تمرکز کند، باز بگذارد.  اما خلاف کشورهای گفته شده، ژاپن، کره‌جنوبی و لهستان جمعیت سالخورده‌ای دارند و در عین حال ورود جمعیت جوان به این کشورها نیز بسیار ناچیز است. بر این اساس شاخص پتانسیل خالص مهاجرت در این کشورها منفی است.  ژاپن در میان کشورهای جهان سریع‌ترین روند پیر شدن جمعیت را دارد. شاخص پتانسیل خالص مهاجرت در این کشور، منفی 10 است.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: سرعت بالای پیرشدن و مهاجرپذیری
+ نوشته شده توسط مدیر در پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM